بی نهایت در ستیز هستم در برابر کاری که بگویم انجام می‌دهم، آنوقت انجام ندهم و خودم را دعوا میکنم بابت این موضوع. برای همین همیشه سعی کردم در نظم بکوشم. اما هرگز نمیخواهم طوری بشود که کاری که انجام می‌دهم، به کاری دیگر آسیبی وارد کند. و این وقتی پیش می آید که کارها بماند روی کارها. برای همین هم این روزها نبودم، چون در خیلی از درسهای دانشگاه عقب بودم و باید حداقل کمی از این عقب ماندگی را جبران میکردم اما قول میدهم ادامه چالش را بی وقفه انجام دهم. و بزودی ستارهای روشن را خاموش میکنم. سپاسگزارم از تمام خوانندگان وبلاگ. و از تمام دوستانی که جویای حال بودند. امید که همه خوبان همیشه در پناه حق باشند.

پی نوشت: عنوان شبیه شد به یک باب واقعی، انگار که بابی باشد از بابهای کتاب بیان.