امروز ۳۶۰ روزگیِ وبلاگِ. قبل از هر چیز تصویر آن گوشه که اثریست از میم جان هنرمندم را ببینید. *دختر پاییز، منِ تابستانی را هم پاییزی کرد: دی. یک عکس فرستادم، گفتم مثل این ولی نه مثل این :/ اما کاملاً واضح به منظورم نقاشی را کشید، رنگ را هم باوجود تمام بی‌استعدادیم در نقاشی از خودم پرسید، امید که سر نمایشگاهش جبران کنم و سر مراسم امضای کتابش و...* دلم چقدر خوشحال است که اینجا را دارد، دلم چقدر خوشحال است که فاطمه‌ای را شناخته که میتواند افسرده و غمگین نباشد، دلم چقدر خوشحال است که شما را دارد، دلم چقدر خوشحال است که از همان ابتدا، رنگ حیات به حیاتش رنگ بخشید، اینجا و تمامی وبلاگهای دنیا روح دارند، بخاطر نوشتن و بخاطر خواندن، روح رنگ حیات با ارزش‌ترین دارایی من است و شمایید که به دارایی من رنگ بخشیدید، اصلاً گویاتر، خود ما رنگ حیات هستیم. اول برای امروز هیچ ایده‌ای نداشتم اما بعد این بفکرم رسید که هر کدام از شما خوانندگان عزیز میتوانید هرگونه انتقاد و پیشنهادی که دارید یا خوبی‌ای، بدی‌ای که دیده‌اید، زیر همین پست پیام بذارید. درکل هر نظری که در مورد من یا رنگ حیات دارید، خوب باشد، خوش است، خوب نباشد، خوش‌تر (: چون باعث میشود از فاطمه، فاطمه‌ای بهتر و از رنگ حیات، رنگ حیاتی بهتر بسازم. پیشاپیش از اینکه ممکن است پرنده هم زیر این مطلب پر نزند، اظهار ضایع شدن نموده و راه بسوی افق پیش میگیرم.