۲۰۰ روزگیِ وبلاگِ  و دوست داشتم در این روز چندتا از مطالب خوشدل رو بنویسم و پست رو پیوند کنم. صد البته که این صفحه هم مثل صفحه های دیدنی، خواندنی و هم وبلاگی ها بروز رسانی میشود.


 

نامه‌های پیرمرد تنهای آن دریا [نامه سوم] (سلام محبوب دورِ من!)

 

مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری! (زندگی یک کارخانه نیست و تو آن محصولی که باید تولید بشود، نیستی!)

چو تخته پاره بر موج (تنهایی وجودی، پیوسته با ما بوده و هیچ گاه ما را ترک نمیکند)


به ره طلب (روزهای نزدیکی دورند و روزهای دوری نزدیک)

نامه ی چهارم (کسی که میانجی نداشته باشد، انگار هیچ چیز ندارد)

یادت می آید؟! (آن موقع زندگی می‌کردیم یا الان؟)

توت فرنگی ها (یک داستان شگرف)

قهرمان (تا کارخانه های آب نبات چوبی رو به راه هستند، چرا غصه بخوری؟)

دلگرم به تئوری های من درآوردی (یادت نره زنده ای...)

فقط سرد بود...

اگر کسی را واقعاً دوست دارید، درکش کنید (کسی که شما را میفهمد...)

گفتگو با شاعره سرکار خانم

چشمهای سیاهِ سگ دارش، شده آتش بیارِ معرکه ات...

چشمک بزن ای ستاره! (اصل ماجرا یک جایی در همین آسمان بالای سر ماست)

فهمیدی یا دوباره بگویم؟ (تکنولوژی، آری یا نه؟ مسئله این است)

همه اینا یه نفرن (یه چیزی بین غافلگیری و خاطرات گذشته و مرور و هیجان یا همه این چهارتا باهم)

 

مخلص تمام نوشتنی‌هام


حذف آدما (چیزایی که شما هیچوقت ندیدین و نشنیدین...)

جنگ جهانی سوم

 

احوالات گذشته ام (برای کنکوریها: رمز:۹۹)

 

پی نوشت: پست خودم رو صرفاً بخاطر یک تجربه گذاشتم که ممکن است بکار آید و چون هیچ پست مشابهی نیافتم.