رنگ حیات

" تا زمانی که عشق بورزیم، همواره آرزومندیم بهتر از آن باشیم که هستیم "

رنگ حیات

" تا زمانی که عشق بورزیم، همواره آرزومندیم بهتر از آن باشیم که هستیم "

رنگ حیات

خودم را آنجایی دیدم که سعدی می‌فرماید:
هر سحر از عشق دمی میزنم
روز دگر میشنوم برملا
قصۀ دردم همه عالم گرفت
در که نگیرد نفس آشنا؟

مطالب پربحث‌تر

محاکمه

يكشنبه, ۵ بهمن ۱۳۹۹، ۰۵:۵۱ ب.ظ

تصویری برایم فرستاده بود از کتابی مربوط به قانون شاید، با چنین متنی: هرکس... به شکلِ غیرقانونی، مالی را از تصرفِ دیگری بی رضایتِ او خارج یا به هر نحوِ دیگر آن را حیف و میل کند، به اتهام تصرفِ عُدوانی محاکمه خواهد شد... همچنین اگر کسی بی آنکه مال را از تصرف خارج کند، در آن ایجادِ اختلال کند، با نصب یا شکستنِ قفل، یا به هر صورتِ دیگر، به شکلِ غیرِ قانونی به مِلکِ دیگری دست اندازی کند، یا به زور یا با تهدیدِ به کار بُردنِ زور، مانع از آن شود که صاحبِ حق از حقِ خود استفاده کند، به اتهام تصرفِ عُدوانی محاکمه خواهد شد. "قانون مدنیِ سوئد، ماده ی ۸، بندِ ۸"

گیج شدم، از نظرم قانون خوبی آمد (با وجود اینکه همیشه از مطالعه ی ماده ها و بندها فراری بودم) اما نمیدانستم چرا عکسی با این مضمون فرستاده، آخر کسی است که به همه چیز عمیق نگاه میکند، درست مثل اقیانوس.

نوشتم: چقدر درست و خوب... حالا چرا این؟

جواب داد: به شکل غیر قانونی قلب کسی را تصرف کردن!...بی رضایت او

_یکم سخته برام درکش، چون وقتی عاشق میشی خودت هم نمیفهمی چی شد و کی شد و چجوری شد، اونوقت اینکه از عاشق توقع داشت رضایت نامه ی عاشقی پر کنه عین ظلمه*شکلک گوشیت را بر عکس کن تا لبخند ببینی اش*

+نه... اینجا معشوق متهمه... اونه که قلب عاشق رو به شکل غیرقانونی و بی رضایت اون تصرف کرده(:

(تعجبی نداشت که از خوندن و فهمیدن قانون فراری بودم)

_حالا فهمیدم، اینم عدالت نیست ولی سپیده... اون که نخواسته قلب آدم رو تصرف کنه... عشقه دیگه... پیشامد... و عشق که قانون سرش نمیشه

+چرا... باز هم به نظرم متهمه

_سپیده عاشق شدی؟...اگه دوست داری جواب بده...اما اگه جواب دادی، جوابت به حرفی که میخوام بزنم بستگی داره :)

+اگه بگم نه چی میگی...اگه بگم آره چی میگی

_با جمله ای که میخوام بگم یاد بچگی هامون افتادم: اِهکی، زرنگی، زرنگی *شکلک خنده*

+زرنگ که نه، ولی کنجکاو رو هستم

_باشه *شکلک لبخند*...پس یکیشو بگو... اون یکی رو هم بعد از اولی بهت میگم... حالا من میخوام زرنگ باشم *شکلک خنده ی شرمسارانه*... فقط فکر نکنی سپیده ها... عشق فکر کردن نداره

+نه

_خب پس نمیتونی معشوق رو مقصر بدونی چون معشوقِ ها و دوم حتی اگه مقصر باشه نمیتونی قبول کنی چون معشوقِ ها و سوم حتی اگه توی فکرت هم شک کنی و گاهی هم بهش اعتراض کنی سی ثانیه بعد پشیمون میشی چون معشوقِ ها و همه ی اینها به خاطرِ عشقه... میشه در مورد تصرف عُدوانی و مجرم بودن معشوق حرف زد مخصوصاً وقتی دلت برای عاشقها بسوزه ولی فقط وقتی یکی رو بعدِ خدا بهترین ندونی، وقتی بودن یکی رو تا مغز استخوان نخوای، وقتی معشوقی نباشه... تنها در اون صورت میتونی بگی: آهای، تقصیرِ تو بودا

+بله

_*شکلک لبخند*

+جوابش لبخند بود؟ /:

_جواب دیگه ای به ذهنم نرسید آخه...

+این "آره" برای سوال تا حالا عاشق شدی؟ بودا

_آهان... راستش از جواب این آره اگه آره باشه، خوشت نمیاد برای همین هم دوست داشتم بگی نه مثل توی وبلاگت*شکلک لبخند*...اما چون گفتم میگم، میگم...اگه میگفتی آره خیلی صریح بهت میگفتم که عاشق نیستی چون داری به خودت فکر میکنی بیشتر از معشوق و عاشقا اینطوری نیستن

+میدونی وقتی به چشم یه جرم دیدمش بیشتر سعی کردم یه قاضی باشم تا عاشق یا معشوق!...اگر بنا به نرسیدن باشه...شما باز هم از اینکه قلبتان رو ندارید راضی هستید؟...از اینکه تا آخر عمر بدون قلب زندگی کنید؟

_قاضی...قشنگه...دلسوزانه هم قانون آوردی*شکلک لبخند*...آره...آره...نمیدونم دیگه چی بگم سپیده، چون نمیشه گفت خوشحالم اما به خاطر عشق راضیم

+نمیفهمم...چرا؟

_واقعاً نمیدونم چرا...ولی عشق بهترینه سپیده...اگه عشق نبود من خیلی چیزایی که الان دارم رو نداشتم...اگه عشق نبود هیچوقت انقدر در تلاش نبودم که یه نویسنده ی خوب بشم...چیزی که بهم اطمینان داده میتونم، عشقه...برای همینه که عشق به همه چی می ارزه...یاد حرفهای خودت بندازمت*شکلک خنده ی شرمسارانه*...با اینکه اگه اونچه که میخوام رو داشتم دیگه خوشبخت تر از من وجود نداشت ولی بازم خوبه که عاشقم و هزاران بار گفتم زندگی با این عشق با وجود همه ی رنجهاش از زندگیِ بدون این عشق بهتره

+اما اگه قرار باشه در قبال اونچه که دادید چیزی دریافت نکنید، شما در واقع ضرر کردید!...شاید اگه قلبتون بی اجازه ی شما از اختیارتون خارج نمیشد، میتونست جای بهتری براش پیدا بشه...در واقع قلب شما برای کسی بشه که قلبشو در قبال بهتون داده باشه"کسی بهتر"

_اول اینکه این شما چیه؟...رسمی شدی یُهو

+دادگاهه*شکلک خنده*

_آهان...چشم جناب قاضی...الان دفاع میکنم از خودم...سه دقیقه تنفس اعلام کنید تا حاضریم رو بزنم و از کلاس خارج شم*شکلک خنده ی شرمسارانه*

+بله چشم*شکلک خنده ی شرمسارانه*

_...

+...

_خب...گفتی من ضرر کردم...چیزی دادم و چیزی نگرفتم...حق داری...ولی همیشه انتظار نداریم عین همون چیزی که دادیم بهمون پس داده بشه...آره درسته، امکان داشت قلبم جایی باشه که یه عشق دو طرفه ی محکم وجود داشته باشه اما نمیخوام و اگه دستم بود هم نمیخواستمش...من راضیم چون عاشقم و دلیل دیگه ای هم اگه داشته باشم برتر از این دلیل نمیتونه باشه...ولی دقت کردی داری به جای متهمی که قرار بود معشوق باشه منو مجرم اعلام میکنی...حالا دفاع قابل قبولی بود؟...اگر نبود بگو قاضی جان، فقط میتونم بهت بگم بذار بعداً خودت که عاشق شدی میفهمی...من کسایی رو دیدم که عشق تفکراتشون رو مثل همزن برقی، زیرو رو کرده و عشق زمانی میتونه همیشه بهترین باشه که تغییراتمون رو ببره رو به بالا نه اینکه بکشتمون پایین، بنظرم اون عشق ناخالصی داره یا بهتر بگم اصلاً عشق نیست...من عجب آدمیم ها*شکلک استرس*...انگار اینجور برداشت میشه که به خاطر عشقی که دارم، دارم فخر میفروشم ولی اصلاً اینطوری نیست سپیده...اصلاً عشق رو بهترین ندونم و جارش نزنم، چی رو جار بزنم؟...اگه قاضی هنوز اقناع نشده و سوالی داره دوباره در جایگاه متهم حاضر میشم ها*شکلک لبخند*

و قاضی در این مورد سکوت میکند...

پی نوشت: سعدی اگر عاشقی میل وصالت چراست؟/هر که دل دوست جست مصلحت خود نخواست
پی پی نوشت: خیلی احساساتی بودن هم خوب نیست، به تازگی خبر ازدواج دو تا از همکلاسیهای دبیرستانم رو شنیدم، خیلی خوشحال شدم ولی واقعاً نمیدونم اسمش رو بذارم اشک چی...ان شاءالله خوشبخت بشن.

  • Fatemeh Karimi

خاطره

نظرات (۱۴)

خوشبخت شن :)) 

پاسخ:
ان شاءالله😊
مرسی مهربون😘
لبخند رضایت
پاسخ:
🙂
  • ** گُلشید **
  • واقعا عشق قشنگ ترین اتفاق زندگیه:)

    از متنت خیلیییی لذت بردم😍

     

    هم کلاسیات هم ان شالله خوشبخت بشن.

    پاسخ:
    درسته :))
    ممنون گلشید جان😍🥰
    مرسی💛

    نومودونم

    عشق یکطرفه خیلی یه جوریه

    انگار ناقصه...

    درسته که احساسی که تجربه میکنی قشنگه...

    ولی کامل نیست...

     

    نومودونم

     

    پاسخ:
    آنان که ندانند پریشانی مشتاق
    گویند که نالیدن بلبل به چه ماند
    گل را همه کس دست گرفتند و نخواندند
    بلبل نتوانست که فریاد نخواند

    اگر به سویت اینچنین دویده ام 

    به عشق عاشقم، نه بر وصال تو:)

    به ظلمت شبان بی فروغ من

    خیال عشق خوش تر از خیال تو. 

    پاسخ:
    :)))))))))))))))))))))))

    خب ....

    آیا قبول ندارین عشق دوطرفه کامل تره ؟ :)

     

    آیا قبول ندارین گل هم عاشق بوده ؟:)

     

    تا که از جانب معشوق نباشد کششی 

    کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد

    پاسخ:
    خیر و خیر:))
    عشق برای عاشق زیباست عزیز...
    من شعر رو گفتم که با "همه کس" از عشق حرف نزنم ولی در معناش باید بگم که هیجا نگفته گل هم عاشق بوده حتی در بیت های دیگه از سختی های عشق بلبل گفته ولی باز بیشترین تأکید توی بیتی که نوشتم بر اینه که ناعاشقان چیزی از پریشانی ندانند:))

     

    پس من کجا دیده بودم که گل هم عاشق بود ؟؟؟

    یادم نیست...

    ولی مثال خورشید و ذره هم بود...

     

    مگه من گفتم عشق یه طرفه پریشانی نداره ؟ :)

    چرا من نمیتونم هیچ وقت با شما به درستی بحث کنم ؟ خخخخخ

     

    اونم که بعله مفهوم شعر و فهمیدم :)

     

     

     

    پاسخ:
    من که منظورم توی این شعر بود ولی هر جای دیگه هم که دیدم فقط بلبل عاشق گل بوده، مگر اینکه مثال استثناء پیدا بشه...
    مثال خورشید و ذره رو واضح تر میگی لطفاً..
    شاید چون نمیتونم در برابر صفت یه جوری و ناقص که به بهترینِ هستی نسبت میدی تسامح نشون بدم و چون در مورد عشق بحث میکنی زری جان و تا جایی که میدونم گفته بودی که عاشق نیستی ولی نمیدانم چرا نمی پذیری که عشق، عشقِ و کامل و ناقص و یه جوری و اینا نداره :)

    من برم احیانا اگه جواب دادین فردا میام...

    پاسخ:
    همیشه که پای وبلاگ نیستم جانم، جواب دادم الان(:

    خب بیان مخدر داره متاسفانه نتونستم برم😂😂

    ((منظورم این بود که تا فردا آنلاین نمیشماگه جواب دادین فردا میام ))

     

    =))))))

    یک شخصی گفت

    عشق های یک طرفه ، عشق نمیباشند...

    اگر معشوق کششی نداشته باشه ، عاشق اصلا نمیتونه یه عاشق واقعی باشه...یعنی اسم احساسش و نمیشه عشق گذاشت...

     

    نه من عاشق نگشته ام :)))))

    پاسخ:
    آهان..

    عاشق واقعی!!
    همینه دیگه... عاشق که نشدی و نمیخوای هم بپذیری عشق فقط عشق (بی پس و پیش) و در مورد عاشقانه ها که نظر میدی، پای حرفت می ایستی و این خوبه به شرطی که بپذیریم اگر آگاهی نداریم، سکوت کنیم.. (شرمنده که رک شد)
    واقعاً قصدی نداشتم، فقط نمیتونم اجازه بدم هیچکس، هیچکس در مورد عشقی که دارم نظر بده، چون هیچکس جای من نبوده، و جای من عاشقی نکرده (:

     اگر آگاهی نداریم، سکوت کنیم.. 

     

    خب آخه من به آگاهی اون شخص مورد نظرم اطمینان دارم :)))

     

    و این که خب شما هم دوطرفه رابطه عشقی یرقرار نکردین که...

     

    آقا بیخیال بحث کردن میشم

    اصلا بحثم سر عشق شما نبود...

     

    *وی میرود ادامه کلاس شیمی 😂*

    پاسخ:
    تو در مورد عشق نظر میدی زری جان و اتفاقاً خیلی راحت هم در مورد من و عشق و این جمله اصلاً نمیتونه حتی توجیهی باشه که انقدر با اطمینان و بی پرده حرف بزنی، من گاهی به اعتقاداتم ژرف نگاه میکنم تا همچنان بهشون معتقد باشم ولی تو راحت در مورد چیزی که هیچ اطلاعی بهش نداری، نظر میدی و از چیزایی حرف میزنی که نمیتونی براشون استدلال و یا حتی تجربه ی شخصی بیاری فقط بر حسب اعتماد به سخن یک شخص هر حرفی رو میزنی!

    آقااااا

    آروم باشین...

    باشه چشم.... :))))

    پاسخ:
    ممنون که بالاخره یکبار پذیرفتی جانم :)
    و دیگه اینکه من برای هر جوابی با لبخند برات مینوشتم چون بحث کردن رو دلیلی برای خوب نوشتن میدونم اما اگر دل آزرده شدی ببخشای مرا :)
  • یاسمن گلی:)
  • انشالا خوشبخت شن :)

    پاسخ:
    مرسی عزیزجان😊💛

    قشنگ بود

    پاسخ:
    سپاس :)

    خوشبخت بشن :))

    پاسخ:
    ممنون بهار جان💛😊
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی