رنگ حیات

" تا زمانی که عشق بورزیم، همواره آرزومندیم بهتر از آن باشیم که هستیم "

رنگ حیات

" تا زمانی که عشق بورزیم، همواره آرزومندیم بهتر از آن باشیم که هستیم "

رنگ حیات

خودم را آنجایی دیدم که سعدی می‌فرماید:
هر سحر از عشق دمی میزنم
روز دگر میشنوم برملا
قصۀ دردم همه عالم گرفت
در که نگیرد نفس آشنا؟

مطالب پربحث‌تر

در انتظارم

چهارشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۹، ۰۷:۴۵ ق.ظ

همه غم می چشم و در انتظارم
هر چه تنها می شوم، سر ریز ندارم

 

همه تنهایم و من در یک تمنا
هر چقدر صبر کنم باز انتظارم

 

در پیم می دوند غم های خاموش
پس چرا دوباره من، امید دارم؟

 

اصلاً این امید چرا، ارزان فروشند؟
من چرا پاروی بی قایق سوارم؟

 

آدِ من، تنها تو را جویم همیشه
یک تمنای حضوری ست که می دانم ندارم

 

من چرا باید شبیه آسمان باشم؟
خود به تنهایی امانت را خریدارم

 

عمر نیست بی عشق را تا عاقبت
پس نباید خواند که با مرگ هم قطارم

 

فاطمه کریمی (صبرا)

 

پی نوشت: سعی خودم رو کردم ولی مثل همیشه برای انتقادها و نظرات شما چشم انتظارم :)

  • Fatemeh Karimi

تنهایی

شعر

عشق

نظرات (۱۱)

*^*

پاسخ:
:)

چقدر قشنگ بود:)
واقعا تحسینت میکنم*-*

پاسخ:
ممنونم :))
لطف داری عزیزجانم :))

شعرت خیلی قشنگه

من اون تیکش رو دوس دارم که میگه:من چرا پاروی بی قایق سوارم؟

 

+در حال حاضر ناخوش احوالم و واقعا هرچقدر سعی کنم نمیتونم با شعر اون ارتباطی که باید رو برقرار کنم ( بعدا که یکم بهتر شدم میام و دقیق تر می خونمش:)

 

پاسخ:
ممنون جانم :)

+چی شده سپیده جان؟ امیدوارم خیلی زود حالت خوش بشه💛

خیلی خوب بود:) بر اساس وزن  عروض شعر میگی یا فی البداهه؟

پاسخ:
خیلی ممنون :)
قبلاً خیلی در قید و بند وزن بودم ولی الان به پیشنهاد نزدیکان و دوستان و هم وبلاگی ها هر چه دل تنگم می خواد میگم و اینکه خوب تره یا بدتر مهم نیست (به مرور تلاش می کنم بهترش کنم) مهم اون حسی که واژها برام دارن :)

چه قشنگ:))

پاسخ:
ممنون از نگاه قشنگت :))
  • فرناز فرزان
  • قشنگ بود :)

    پاسخ:
    ممنونم :))
  • جامانده در آفتابگردان های خانه مادربزرگ
  • هرچقدر صبر کنم باز انتظارم👌👌

    تا حالا دقت نکرده بودم به اینکه امید،ارزون فروخته میشه:))چه نگاه دقیق و جدیدی!

    واسه من تا به حال،ناامید شدن سختتر بوده؛سخت تر و کمیابه.شاید هم نیست اصلا!چون بدون امید نمیشه زندگی کرد.

    بعضی امیدها هم بیهوده ست.فقط دست و پای بیخود می زنی،مدام پارو رو تکون میدی اما سوار یک قایق سالم نیستی که سوارش بشی و به مقصد برسی.تشبیه خیلی خوب و جالبی بود.

    البته بعضی اوقات به خیال خودمون سوار قایق نیستیم وگرنه کم کم انتظارمون به سر می رسه🙃

    پاسخ:
    :))
    دقیقاً...منو که از روی صبر ساختن و این شاید از نظر خیلی ها یه ویژگی خوب باشه ولی خیلی خیلی بده چون خیلی درد داره همراهش...
  • جامانده در آفتابگردان های خانه مادربزرگ
  •  

    "من چرا باید شبیه آسمان باشم؟
    خود به تنهایی امانت را خریدارم"

    واقعا چرا قرعه ی کار به نامِ ما دیوانه ها نمی زنن؟:)))))

    آفرین باید گفت به این هوشمندی و عاشقیِ شاعر!🥰😍

    پاسخ:
    ممنون جانم😍
  • جامانده در آفتابگردان های خانه مادربزرگ
  • بله دیگه ما زنده ایم به همین عشقی که با مرگ هم قطارمون نمی کنه :)

    پاسخ:
    درسته :))
  • ... مـــیــم ...
  • نمیتونم تقسیم بندی کنم و بگم کدوم قسمت از شعرت رو دوست دارم. فقط میتونم بگم طرز فکرت توی این شعررو خیلی دوست دارم..

    پاسخ:
    ممنون جانم :))
  • جامانده در آفتابگردان های خانه مادربزرگ
  • آخه بعضی قفل ها،کلیدش صبر و تأمله.

    درد داره ولی مگه راه دیگه ای هم هست؟

    پاسخ:
    بعضی قفل ها آره
    اما اگه صبر کردن راه همیشگی یکی بشه چندین برابر درد داره
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی